تبلیغات
*sweetinformation*

"این نیزبگذرد"

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo
Online User

برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


کد گالری





نویسنده :behnaz
تاریخ:سه شنبه 24 مرداد 1391-11:58 ق.ظ

المپیك2012

 سلام

برد غرور افرین ورزشكار های خوبمون رو به همه ی ورزش دوستای عزیز
  تبریك میگم.

و تشكر میكنم از ورزشكار هایی كه باغیرت ایرانی خودشون برای كسب مدال تلاش كردن.

و میدوارم از ناداوری هایی كه در المپیك2012 شاهدش بودیم دیگه در هیچ مسابقه ی دیگری رخ نده.






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :behnaz
تاریخ:چهارشنبه 26 بهمن 1390-07:19 ق.ظ

دكتر شریعتی و عشق

-عشق در دریا غرق شدن است دوست داشتن در دریا شنا كردن

-عشق شدید است وخشن وناپایدار.دوستداشتن لطیف است ونرم پایدار

-عشق همواره با شك الوده است اما دوست داشتن سراسر یقین است

-عشق بینایی را یگیرد دوست داشتن بینایی میدهد

-عشق طوفانی وپر تلاطم است دوست داشتن ارام و استوار وسرشار از نجابت

-خدایا به هر كس كه دوست میداری بیاموز كهعشق از زندگی كردن بهتر است وبه هر كس كه دوست تر میداری بچشان كه دوست داشتن از عشق برتر است




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :behnaz
تاریخ:دوشنبه 19 دی 1390-06:56 ب.ظ

عكس بچه ی خوشكل



  
ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :behnaz
تاریخ:دوشنبه 12 دی 1390-07:51 ب.ظ

خدایا!!

  خدایامن همانیم كه وقت وبی وقت مزاحمت میشود
همانی كه وقتی دلش میگیرد وبغضش می تركد می اید سراغت
من همانیم كه همیشه دعاهای عجیب وغریب میكند
وچشم هایش رامی نددو میگوید من این حرف ها سرم نمی شود
باید دعایم را مستجاب كنی
همانی كه گاهی لج میكندوگاهی خودش را برایت لوس میكند
 همانی كه نمازهایش یكی در میان قضا میشود وكلی روزه نگرفته دارد
همانی كه گاهی وقت ها پشت سر مردم حرف میزند
گاهی بدجنس میشود والبته گاهی خوخواه
حالا یادت امد من كی هستم



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :behnaz
تاریخ:یکشنبه 11 دی 1390-03:22 ب.ظ

رنگین پوست

 این شعر برگزیده ی سال2005شده توسط یك كودك افریقایی نوشته شده و تحلیل شگفت انگیزی دارد:

وقتی به دنیا می ایم سیاهم.وقتی بزرگ میشم سیاهم وقتی میرم زیر افتاب سیاهم.وقتی میترسم سیاهم وقتی مریض میشم سیاهم.وقتی میمیرم هنوز سیاهم....
وتو ادم سفید وقتی به دنیا می ایی صورتی وقتی بزرگ میشی سفیدی وقتی میری زیر افتاب قرمزی وقتی سردت میشه ابی وقتی میترسی زردی وقتی مریض میشی سبزی و وقتی  میمیری  خاكستری میشی...

اونوقت  تو به من میگی رنگین پوست!!!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :behnaz
تاریخ:پنجشنبه 8 دی 1390-07:07 ب.ظ

ادم

 نامت چه بود؟  ادم
فرزند؟  من را نه مادری نه پدر. بنویس اول یتیم عالم خلقت
محل تولد؟  بهشت پاك
اینك محل سكونت؟  زمین خاك
ان چیست بر گرده نهادی؟ امانت است
قدت؟  روزی چنان بلند كه همسایه خدا . به قدر سایه بختم به روی خاك
اعضای خانواده؟ حوای خوب و پاك.قابیل خشمناك.هابیل زیر خاك
روز تولدت؟در روز جمعه ای به گمانم روز عشق
رنگت؟اینك فقط سیاه ز شرم چنان گناه
چشمت؟رنگی به رنگ بارش باران كه ببارد اسمان
وزنت؟نه انچنان سبك كه پرم در هوای دوست .نه انچنان وزین كه نشینم براین زمین
جنست؟نیمی مرا زخاك نیمی دگر خدا
شغلت؟در كار كشت امیدم به روی خاك
شاكی تو؟خدا
نام وكیل؟ان هم فقط خدا
جرمت؟یك سیب از درخت وسوسه
تنهاهمین؟همین!
حكمت ؟تبعید در زمین
همدست در گناه؟حوای اشنا
ترسیده ای؟كمی
زچه؟كه شوم من اسیر خاك
ایا كسی به ملاقاتت امده است؟بلی
كه ؟گاهی فقط خدا
داری گلایه ای؟دیگر گلایه ای نه...ولی!
ولی كه چه؟حكمی چنین ان هم به یك گناه
دلتنگ گشتی؟زیاد
برای كه؟تنها فقط خدا
اورده ای سند؟بلی
چه؟دو قطره اشك
داری تو ضامنی؟بلی
چه كس ؟تنها كسم خداست
در اخرین دفاع؟می خوانمش چنان كه اجابت كند دعا


كیوان شاهبداغی  شاعر معاصر       دیگه خیلی خاطرتون برام عزیز بوده كه این رو براتون نوشتم



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :behnaz
تاریخ:شنبه 26 آذر 1390-05:32 ب.ظ

***

 لشكر گوسفندان كه توسط یك شیر اداره میشود میتواند لشكر شیران را كه توسط گوسفندان اداره میشود را شكست دهد(نارسیس)

هنگامی كه دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود در دیگری به سوی ما باز میشود ولی ما انقدر به در بسته خیره میمانیم كه در باز را نمیبینیم (هلن كلر)

برای پخته شدن كافیست هنگام عصبی شدن از كوره در نروید

مشكلی كه با پول حل میشود مشكل نیست هزینه است.

شاد بودن بزر گترین انتقامیست كه میتوان از زندگی گرفت.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :behnaz
تاریخ:سه شنبه 22 آذر 1390-11:43 ب.ظ

ایامیدانید؟؟؟

1) ایا میدانید شن خیس از شن خشك سبك تر است.

2)بهترین ساعت خواب از ساعت 10شب تا اذان صبح میباشد.

3)اقایون روزی40تار موو خانم ها 70تار موی خود را از دست میدهند.

4)زرافه میتواند با زبانش گوشهایش را تمیز كند.

5)نعناع سكسكه وتنگی نفس را شفا میدهد .

6)ایران دومین تولید كننده انجیر جهان است.

7)قلب میگوها در سر انها قرار دارد.

8)بلندترین می سردنیا6متر است.

9)باهوش ترین زن دنیا 5فوق لیسانسدارد وضریب هوشی او200است وبیكار است.

10)كورش كبیر بر جهان حكومت میكرد به نوعی قدرت جهان در دست ایران بود.

11)سال 2001در فرانسه سال ایران نام داشت.

12)خورشید كوچكترین ستاره دنیاست.

13) اگر به پزشك مراجعه نكنید  بیماری شما به تدریج علاج میشودو از عمرتان نمیكاهد.

14) همه ی جنایتكاران خود را بی گناه میدانند.

15) پشه 47 دندان دارد



ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :behnaz
تاریخ:شنبه 5 آذر 1390-05:05 ب.ظ

ایا میدانید

 1. آیا میدانید فقط یک نفر از یک میلیارد نفر، بیش از 116 سال عمر میکند.

2. آیا میدانید قلب انسان میتواند خون را 10 متر به بیرون پر تاب کند 

3. آیا میدانید متداولترین نام در دنیا، محمد است.


4. آیا میدانید روز تولد شما حداقل با 9 میلیون نفر دیگر، یکی است.


5. آیا میدانید ستاره‌‌ی دریایی مغز ندارد.


6. آیا میدانید انسانهای راست دست به طور میانگین 9 سال بیشتر از چپ دستها عمر میکنند.


7. آیا میدانید لئوناردو داوینچی، قیچی را اختراع کرد.


8. آیا میدانید انسان نمیتواند با حبس کردن نفس، خودکشی کند.


9. آیا میدانید مورچهها بعد از مرگ بر اثر سمپاشی به پهلوی راست میافتند.


10. آیا میدانید گربه ماهی بیش از 27000 عضو چشایی دارد.


11. آیا میدانید صندلی الکتریکی را یک دندانپزشک اختراع کرد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :behnaz
تاریخ:سه شنبه 1 آذر 1390-04:15 ب.ظ

چندتا بچه ناز وخوشكل


                                                        
  




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :behnaz
تاریخ:دوشنبه 30 آبان 1390-04:12 ب.ظ

چندتا عكس عاشقانه











داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :behnaz
تاریخ:یکشنبه 29 آبان 1390-06:03 ب.ظ

من عاشق بچه ام

چندتا عكس خوشگل از كوچولوهای خوشكل

 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :behnaz
تاریخ:دوشنبه 23 آبان 1390-07:02 ب.ظ

عموسبزی فروش

.:: عمو سبزی فروش ترجمه شده به انگلیسی ::.

 Uncle vegetable seller
Oh ye

Uncle vegetable seller
Oh ye
Do you have vegetable?
Oh ye
I want a lemon
Oh ye
I want you alone
Oh ye
Uncle vegetable seller
Oh ye
I want a cherry
Oh ye
Your strawberry
Oh ye
Uncle vegetable seller
Oh ye
I want coconate
Oh ye
Can I spank your butt?
Oh ye




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :behnaz
تاریخ:دوشنبه 23 آبان 1390-06:33 ب.ظ

واقعانمیدونم باید اسمش رو چی بذارم!!

مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ ساله‌اش در قطار نشسته بود. در حالی که

 مسافران در صندلی‌های خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.

به محض شروع حرکت قطار پسر ٢۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و

هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با

لذت لمس می‌کرد فریاد زد: پدر نگاه کن درخت‌ها حرکت می‌کنن. مرد مسن با

لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد.

کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرف‌های پدر و پسر را می‌شنیدند

و از پسر جوان که مانند یک کودک ۵ ساله رفتار می‌کرد، متعجب شده بودند.

ناگهان جوان دوباره با هیجان فریاد زد: پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار
حرکت می‌کنند.

زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می‌کردند.

باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید.

او با لذت آن را لمس کرد و چشم‌هایش را بست و دوباره فریاد زد: پدر نگاه کن

باران می‌بارد،‌ آب روی من چکید.

زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: ‌چرا شما برای مداوای

پسرتان پزشک مراجعه نمی‌کنید؟

مرد مسن گفت: ما همین الان از بیمارستان بر می‌گردیم.

امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می‌تواند ببیند !!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :behnaz
تاریخ:دوشنبه 23 آبان 1390-06:30 ب.ظ

پیرمرد عاشق

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب

دید.عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند.

پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: «باید ازت

عکسبرداری بشه تا جائی از بدنت آسیب و شکستگی ندیده باشه.»

پیرمرد غمگین شد، گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست.

پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند.

زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم.

نمی خواهم دیر شود!

پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می دهیم.

پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد!

حتی مرا هم نمی شناسد!

پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز

صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟

پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است..




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3